احمد مجد الاسلام كرمانى
مقدمه 19
سفرنامه كلات ( فارسى )
هر آنكه پول دهد قابل نجات بود * كه پول تنها حلال مشكلات بود جواب گفتم كاى حضرت ستوده خصال * مگر به پول توان كرد حق كس ابطال جواب گفت بلى پول حق و حق پول است * دگر هرآنچه شنيدى دروغ و مجعول است اگر بخواهى احقاق حق بياور پول * و گرنه زود برو نيست عدليه مسئول چرا كه عدليه را نيست بودجه معلوم * به غير آنچه تواند گرفت از محكوم اگر كه پول دهى حكم بر له تو دهند * و گرنه محكمه محكوم و ظالمت دانند چو شد كلام معاون در اين مقام تمام * سئوال كردم كاى حضرت بلند مقام چنانچه هر دو طرف در مقام دادن پول * كنند هرچه معين كنيد زود قبول كدام غالب آيد كدام مغلوب است * بگو متاع كه كاسد كدام مرغوب است جواب داد كه هركس زيادتر بدهد * يقين بدان كه به مقصود خويشتن برسد دوباره گفتم اگر هر دو مفلس و عورند * ز بذل رشوه و تقديم هر دو معذورند بگو كداميك از آن دو مىشود محكوم * هر آنكه ظالم و غاصب بود و يا مظلوم دوباره خنده نمود و بطعنه داد جواب * كه كارشان نشود ختم جز بروز حساب رسيده است تظلم بعدليه بسيار * بدون پول توجه نكردهاند به كار مگر كه بنده و عدليه نوكر خلقيم * و يا فرشته و فارغ ز حلق و از دلقيم اگر بما ندهد پول مدعى و طرف * بگو براى چه سازيم عمر خويش تلف بوعده ميگذرانيم تا شود معلوم * كه پول از كه در آيد ز ظالم و مظلوم و گر كه هر دو ز دادن مضايقه بكنند * به حال خويش بمانند و بيشتر نروند اگر هر دو مساوى دهند معلومست * كه شخص ظالم و غاصب بعدل محكومست بهر حال پس از آنكه چند سال محاكمه طول كشيد بالاخره محكمه حكم بنفع مجد صادر نمود ولى حاجى محمد حسين اصفهانى كه محكوم شده بود به كنسول روس پناه برد و كنسول روس مانع اجراء حكم محكمه گرديد جريان را مرحوم مجد بدين نحو شرح ميدهد : خبر رسيد كه گرديده چون طرف مأيوس * پناه برده بباغ جناب قونسول روس